X
تبلیغات
پرسپولیس نگین سرخ آسیا - ارم تیم های محبوبمن همراه با تاریخچه

پرسپولیس نگین سرخ آسیا

عکس ها اخبار و پرسپو لیس ووووووووو

ارم تیم های محبوبمن همراه با تاریخچه

 

ارم پرسپولیس

تاریخچه باشگاه پرسپولیس پرسپولیس باشگاهی است که در سال ۱۳۴۲ بدست علی عبده بنا شد و درآن رشته‌های بولینگ، والیبال و بسکتبال فعال بود. عبده از آمریکا به ایران آمده بود و درجامعه ورزشی آمریکا در رشته بوکس صاحب عنوان قهرمانی شده بود عبده مدت‌ها اندیشه ایجاد تیم فوتبال پرسپولیس را با خود داشت و تیم فوتبالی را نیز ایجاد کرده بود که تیمی ضعیف در رده دوم باشگاههای کشور محسوب می‌شد و از اعضای محبوب و ماندگار از آن محمود خوردبین را می‌توان نام برد.

بعد از انحلال شاهین با فعالیت امیر مسعود برومند و رایزنی‌های مرحوم دهداری، چند تن از بازیکنان قبلی شاهین در ترکیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفته و ترتیب یک مسابقه با تیم جم آبادان (که در آن زمان تیم صاحب نامی بود) را دادند و پس از آن تمامی اعضای شاهین به پرسپولیس پیوستند و محبوبیت انرا به پرسپولیس هدیه نمودند
.

پرسپولیس بهار خود را درآغازین روزهای سال ۱۳۴۷ با مربیگری دهداری (کاپیتان پیشین شاهین) و سرپرستی دکتر برومند آغاز کرد. مطابق مقررات این تیم می‌بایست کار خود را در فوتبال از دسته سوم و یا حداکثر از دسته دوم باشگاه‌ها شروع کند اما انحلال چند تیم در این زمان باعث گردید تا به جای مسابقات لیگ یکسری مسابقات رده بندی در سطح باشگاههای پایتخت برگزار شود در آن زمان مسابقات ۴۴ تیم به رقابت پرداختد که ۴ تیم پرسپولیس، تاج، عقاب و پاس سرگروه گردیدند.

از آن پس پرسپولیس رسماً وارد مسابقات باشگاهی ایران گردید این تیم در سال ۱۳۴۷ قدرت نمایی کرد و تمام رقیبان را پشت سرگذاشت و به عنوان قهرمان باشگاههای تهران جهت شرکت در مسابقات آسیایی تایلند عازم بانکوک گردید
.

در سال ۱۳۴۸ کارخانه ایران ناسیونال با مدیریت خیامی (از طرفداران تیم شاهین) تازه تاسیس گردیده بود و تیم فوتبال ضعیفی هم داشت ، (علی پروین هم از جمله بازیکنان این تیم بود) در این زمان(۱۳۴۸) فکر تبلیغ محصول این شرکت (پیکان) با استفاده از محبوبیت تیم شاهین، خیامی را بر آن داشت تا مذاکراتی با چند تن از شاهینیهای سابق انجام داده و آنان را به تیم پیکان دعوت نماید با رفتن آنها افراد باقی مانده نیز راهی جز پیوستن به ایشان ندیدند لذا تمامی بازیکنان شاهین (به جز عزیز اصلی ، دروازه بان شاهین) به پیکان مهاجرت کردند و در این سال عنوان قهرمانی باشگاههای ایران را از آن پیکان نمودند و در همین سال پیکان به جای تیم ملی در تورنمنت جام دوستی نیز شرکت کرده و در بین ۵ تیم مقام نخست را از آن خود کرد
.

در این زمان پیکان در برابر پرسپولیس با تک گل علی پروین و نیجه یک بر صفر پرسپولیس را شکست داد
.
در سال ۱۳۵۰ نخستین لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران با نام تخت جمشید شکل گرفت و پرسپولیس هم تلاش نمود خود را با استانداردهای حرفه‌ای تطبیق دهد اما بدلیل فقدان زیرساختهای فوتبال حرفه‌ای در کشور این ایده بصورت کامل به فرجام نرسید و باشگاه پرسپولیس علاوه بر این نقص بزرگ بتدریج از مکتب فوتبال شاهین هم فاصله گرفت و رابطه خود را با سازندگی و تغذیه از بازیکنان جوان در آموزش و پرورش کم رنگ کرد و در مسیر استفاده کاذب از دسترنج دیگران و آوردن ستاره‌ها از تیم‌های دیگر قرارگرفت و هر روز محتاج تر از روز قبل شد و علیرغم برخورداری از طرفداران بیشمار از یک باشگاه به یک تیم تقریباً محلی نزول کرد ازجنبه فرهنگی هم با آرمانهای اولیه خود که از شاهین به آن منتقل شده بود دور شد بگونه‌ای که این دو قضیه بزرگ همچنان گریبانگیر این نام بزرگ است
.
پرسپولیس در غیاب شاهینیها با تصاحب ۱۲ امتیاز در رده یازدهم قرار گرفت حضور در پیکان بیشتراز یک سال به طول نیانجامید و مجدداً بازیکنان در سال ۱۳۴۹ به خانه خود برگشتند و قهرمانی اولین دور لیگ تخت جمشید در سال ۱۳۵۰ را از آن خود کردند پرسپولیس در ۵ دوره برگزاری لیگ تخت جمشید، با کسب دو قهرمانی (لیگ اول و دوم) و سه نائب قهرمانی ، به عنوان پرافتخارترین باشگاه کشور شناخته شد
.

با وقوع انقلاب اسلامی، این تیم دچار بحران نفرات گردید و بازیکنانش بکلی عوض شدند و تعداد بسیار اندکی از بازیکنان قدیمی باقی ماندند. لیکن برگزاری مسابقات جام شهید اسپندی درسال ۱۳۵۸ و دیگر مسابقات، باعث گردید تا بازیکنان مستعد و جوان کشور نگذارند این باشگاه بلند آوازه از رونق بیفتد
.

باشگاه پرسپولیس در سال۱۳۶۵ تحت پوشش بنیاد مستضعفان و جانبازان قرارگرفت که نام آن به آزادی تغییر یافت لیکن پس از مدت زمان اندکی بنیاد از اداره این باشگاه خودداری کردو دراین زمان با توجه به موقعیت این باشگاه ، سازمان تربیت بدنی، خود اداره آن را عهده دار گردید و نامش را نیز به پیروزی تغییر دادند که تا کنون نیز با همین نام درمیادین ورزشی حضور می‌یابد
.

باشگاه از سال ۱۳۷۰ با آغاز مجدد لیگ فوتبال ایران تحت عنوان لیگ آزادگان دور جدیدی از فعالیتهای خود را آغاز نمودند و پیوسته علیرغم تغییرات گسترده و متعدد درمدیریت باشگاه توانست موقعیت خود را به عنوان یکی از سه باشگاه برتر کشور و کسب مقامهای نخست، دوم و یا سوم حفظ کند.
این باشگاه در سال ۱۳۸۰ با آغاز لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران به عنوان اولین قهرمان لیگ برتر شناخته شد. نكته جالب درمورد باشگاه پرسپوليس اين است كه اكثر بازيكنان بزگ ايران از سال ۱۹۹۴تاسال۲۰۰۱ يابازيكن اين تيم بودندوياتوسط اين تيم يه فوتبال آسيا معرفي شدند اين بازيكنان بزرگ عبارتند
:

1- علي دايي : پس از مصدوميت شديد او در بازي مقايل بحرين با تلاش خود و ياري باشگاه پرسپوليس از مصدوميت خلاص شد وبا بازيهاي درخشان خود درليگ۱۳۷۵ باعث قهرماني پرسپوليس شد و از طريق پرسپوليس به فوتيال خارج روانه شد

2-
احمدرضا عابدزاده : كمتركسي فكر مي كرد پس از مصدومبتي كه دربازي با تايوان براي او پيش آمد باز بتواند بازيكند ولي پرسپوليس با به عضو درآوردن اين بازيكن ازدست رفته وصرف مخارج زياد براي معالجه او وتلاش وزحمات خود عابدزاده وي را به مستطيل سبزبازگرداند تا عابدزاده سهم بزرگي در حماسه ملبورن براي ايران داشته باشد


3 -
خدادادعزيزي : درسال ۱۳۷۵ به عنوان يار كمكي به همراه پرسپوليس در مسابقات جام باشگاههاي آسيا شركت كرد وبازيهاي درخشاني براي پرسپوليس انجام داد و باعث صعود پرسپوليس به مرحله نيمه نهائي شد اوكه درمرحله اول جام ملتهاي ۱۹۹۶در تركيب تيم ملي نبودبا اين بازيهاي درخشانش باعث شد كه سرمربي تيم ملي اينباراو را به تيم ملي دعوت كند و در مرحله دوم با تيم ملي به دبي برود


۴- مهدي مهدويكيا : او درسن۱۶ سالگي به عضويت پرسپوليس در آمد.وجوان ترين بازيكن تاريخ فوتبال پرسپوليس شد.وباحضورخوددر تيم ملي جوانترين بازيكن تاريخ فوتبال ملي ايران شد 5- علي كريمي :‌ علي پروين اورا ازليگ منطقه اي به باشگاه پرسپوليس آورد ودراولين دقايق ورود خود در ليگ آزادگان براي پرسپوليس هنرنمايي كرد وگل زد.ودر اولين روزهاي او در پرسپوليس به تيم ملي دعوت شد


قابل ذکر است پرسپولیس از سوی AFC (کنفدراسیون فوتبال آسیا)به عنوان پر طرفدارترین تیم قاره ی کهن معرفی شده است.

افتخارات باشگاه فرهنگي ورزشي پرسپوليس ايران

در ابتدا باید گفت تنها تیمی که در لیگهای ایران توانسته یک فصل را بدون شکست پشت سر بگذارد پرسپولیس است.

نایب قهرمانی جام حذفی ایران۱۳۴۷
مقام دوازدهم باشگاه‌های تهران۱۳۴۸
قهرمانی مسابقات مقدماتی جام منطقه‌ای۱۳۵۰
نایب قهرمان باشگاه‌های تهران۱۳۵۰
مقام سوم لیگ منطقه‌ای ایران۱۳۵۰
نایب قهرمان جام باشگاه‌های تهران۱۳۵۰
قهرمان اولین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۲
نایب قهرمان دومین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۳
قهرمان سومین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۴
نایب قهرمان چهارمین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۵
نایب قهرمان پنجمین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۶
نایب قهرمان ششمین دوره لیگ تخت جمشید۱۳۵۷
قهرمان جام شهید اسپندی۱۳۵۸
قهرمانی در لیگ دسته اول تهران۱۳۶۰
نایب قهرمان جام حذفی تهران۱۳۶۰
قهرمان جام وحدت۱۳۶۰
قهرمان جام حذفی تهران۱۳۶۱
قهرمان جام باشگاه‌های تهران۱۳۶۱
نایب قهرمان جام باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۲
قهرمان فوتبال باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۵
قهرمان فوتبال باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۶
قهرمان جام حذفی تهران۱۳۶۶
قهرمان جام حذفی ایران۱۳۶۶
قهرمان باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۷
قهرمان باشگاه‌های دسته اول تهران۱۳۶۸
نایب قهرمان اولین دوره لیگ آزادگان۱۳۶۸
قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران۱۳۶۹
قهرمان اولین دوره جام در جام آسیا۷۰-۱۳۶۹
نایب قهرمانی در فوتبال دسته اول تهران۱۳۷۰
قهرمانی جام حذفی ایران۱۳۷۰
مقام سوم در لیگ ازادگان۱۳۷۰
قهرمان جام حذفی کشور۷۱-۱۳۷۰
نایب قهرمان لیگ ازادگان۱۳۷۱
قهرمان سوپرجام تهران۱۳۷۱
نایب قهرمان سومین دوره جام در جام آسیا۱۳۷۱
نایب قهرمان لیگ کشور۱۳۷۲
مقام چهارم لیگ آزادگان۱۳۷۳
قهرمان لیگ ازادگان۱۳۷۴
مقام چهارم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۷۴
قهرمانی لیگ کشور۱۳۷۵
مقام سوم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۷۵
قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۷
نایب قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۷
مقام سوم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۷۸
قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۸
نایب قهرمان لیگ آزادگان کشور۱۳۷۹
مقام سوم جام باشگاه‌های آسیا۱۳۸۰
قهرمان اولین دوره لیگ برتر ایران۸۱
نایب قهرمان جام حذفی ایران ۱۳۸۵
قهرمان هفتمين دوره ليگ برتر ايران 138۶


[] تاریخچه

 

[] مقدمه

شهر منچستر با داشتن موقعيت قوی تجاری واستاديوم بزرگی چون الدترافورد، تا به حال با موفقیت ميزبان بازی‌های عمده‌ای بوده كه آخرين بار آن بازی نهایی ليگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ بين تيم‌های يوونتوس و ميلان بود. با اين حال نبايد توفيق منچستر را از لحاظ فوتبال تنها به اين استاديوم اختصاص داد و بايد عواملی چون باشگاه‌های حرفه‌ای كه بالغ بر ۸ تيم است را به آن اضافه كرد . البته موفقيت اين شهر تجاری تنها به خاطر فوتبال نيست ، بلكه بايد عواملی ديگر چون انقلاب صنعتی كه از منچستر شهری مدرن خصوصاً در صنعت نساجی ساخت را در آن سهيم كرد. از لحاظ منابع تفريحی و ورزشی، منچستر بعد از دوران تجدد تقريباً به شهری كامل بدل شده‌است .

 

[ویرایش] منچستر یونایتد در گذر زمان

این باشگاه در سال ۱۸۷۸ توسط موسسه لانکاشایر و یورک شایر متعلق به کارکنان راه‌آهن تأسیس شد. در سال ۱۸۸۵ تیم فوتبال حرفه‌ای را بنیان نهاد و در سال ۱۹۰۲ به همین نام شناخته شد. این باشگاه از آن مردان عادی جامعه بود؛ افرادی که در شرکت راه‌آهن یا کارخانه‌های ذغال سنگ کار می‌کردند و برای تفریح به این باشگاه می‌آمدند و عضو آن بودند .

اعضای این باشگاه در سال ۱۸۸۶ اولین افتخار خود را کسب کردند. آن‌ها توانستند جامی که خود آن را ترتیب داده بودند را دریافت کنند. نام این جام « سنیور کاپ منچستر» بود که برای شرکت در آن مسابفات، مسئولان شرط سنی قائل نشدند و به همین دلیل بازیکنان قدیمی باشگاه نیز در آن بازی کردند! با كار و تلاش فراوان، تيم در سال ۱۸۹۲ به ليگ انگليس ملحق گردید ولی در سال ۱۹۰۲ آن‌ها با بدشانسی مواجه و ورشکسته شدند . پس از ورشکستگی باشگاه، فردی به نام هری استافورد آن را خرید و روی باشگاه و تیم سرمایه‌گذاری کرد.

در سال ۱۹۰۳ به طور رسمی اولین مربی برای باشگاه استخدام شد. او ارنست ماگنل نام داشت و تحت نظارت او روز به روز بر کیفیت بازی منچستری‌ها افزوده می‌شد. آنها راه ترقی را خوب پیدا کرده بودند. یکی از خریدهای آن روزهای منچستر بیلی مردیت بود که یکی از بهترین‌های آن زمان فوتبال بود. آنها توانستند با مردیت اولین عنوان قهرمانی رسمی خود را در لیگ انگلستان که به تازگی حرفه‌ای شده بود جشن بگیرند. باشگاه منچستر در سال ۱۹۱۰ از مکان اصلی خود واقع در خیابان بانک، به محله ی ترافورد منتقل شد.

 

[ویرایش] شیاطین سرخ

تيم فعلی منچستر یونایتد حاصل تلاش سخت مربیان در طول بیش از چهار دهه‌است. در سال ۱۹۵۸ طی حادثه‌ای غم‌انگيز بيشتر شاگردان مربی موفق تیم -بازبی- بر اثر سانحه هوايی كشته شدند. پس از این سانحه، بازبی با مدیریت صحیح و با استفاده از بازماندگان تيم و نفرات جدید موفق شد تیم خود را از نو بسازد و عامل قهرمانی غرورانگيز اين تيم در مسابقات جام قهرمان اروپا در فصل ۶۸-۱۹۶۷ شود. اين افتخاری بود كه بازبی به‌عنوان اولين انگليسی موفق به انجام آن شد. آن‌ها بار ديگر توانستند اين افتخار را در زمان سر الكس فرگوسن در سال ۱۹۹۹ و در يك فينال سخت و به ياد ماندنی تكرار كنند و تيمشان را صاحب دومين افتخار اروپايی كنند. در آن زمان منچستر یونایتد در وقتهای تلف شده نيمه دوم و در شرايطی كه هيچ اميدی به پيروزی نداشت، توانست دو گل زيبا را وارد دروازه رقیب خود بایرن مونیخ کند. آن‌ها با اين كار علاوه بر اينكه موفق شدند خود را به يك افتخار بزرگ برسانند، برای فرگوسن با تجربه نيز ارزش و اعتبار تازه‌ای خريدند و او توانست به شهرتی جهانی دست یابد و اسطوره‌ی گذشته تيم را دوباره بازسازی کند.

 

[ویرایش] اسطوره‌های سرخ پوشان

از جمله اسطوره‌های اين تيم می‌توان به سر بابی چارلتون، جرج بست، پيتر اشمايكل، برايان رابسون، ديويد بكهام، دنیس لاو، اوله گانر سولسشیر، دانکن ادوارد، اريك كانتونا و در رأس همه آنان سر مت بازبی و سر الكس فرگوسن اشاره نمود. بازی سازی این تیم پس از رفتن دیوید بکهام برعهده‌ی روی کین و پس از او هم بر عهده‌ی رایان گیگز، هافبک باتجربه ی ولزی این تیم قرار گرفت. اکنون چندی از این اسطوره‌ها را معرفی می‌کنیم:

:: سر الكس فرگوسن

اينک رهبری تيم را سر الكس فرگوسن که اسكاتلندی است، بر عهده دارد كه بیش از ۲۰ سال در اين سمت مشغول به كار است و منچستر یونایتد را به يكی از بهترين تيم‌های جهان فوتبال مبدل ساخته و همواره با استفاده از بازيكنان جوان كه از تيم‌های پايه‌ای باشگاه انتخاب و به كار گرفته‌است، قهرمانی‌های زيادی را برای منچستر به ارمغان آورده‌است و خود را در زمره بهترين مربيان جهان قرار داده‌است. بیشتر فتخارات منچستر یونایتد را طرفداران این تیم مدیون او می‌دانند.

:: اریک کانتونا

از اریک کانتونای فرانسوی به عنوان بهترین و محبوب‌ ترین بازیکن تاریخ باشگاه شیاطین سرخ نام برده می‌شود، چرا که با بازی‌های زیبا و تماشاگر پسند خود حتی چندی پیش به عنوان بهترین بازیکن تاریخ لیگ برتر نیز انتخاب شد.

کانتونا با چهره مصمم و بازی فوق العاده‌اش و به خصوص حرکات غیر معمولی و شادی‌های پس از گل‌اش جایگاه خاصی در میان طرفداران منچستر یونایتد دارد. اریک کانتونا در سال ۱۹۹۳ به جمع شیاطین سرخ پیوست و در همین سال با این تیم توانست به انتظار ۲۶ ساله طرفداران منچستر یونایتد پایان دهد و به قهرمانی لیگ برتر دست یابد .

:: رایان گیگز

ولزی محبوب اُلدترافورد که به عنوان یکی از کلاسیک ترین هافبک‌های چپ پای جهان شناخته می‌شود فوتبال را با منچستر یونایتد آغاز کرده و ۱۶ سال است که پیراهن سرخ شیاطین سرخ را می‌پوشد. گیگز با ۹ قهرمانی در لیگ برتر افتخار بزرگی را برای خود و منچستر یونایتد رقم زده‌است.

گیگز در فصل گذشته توانست به رکورد ۵۰۰ بازی برای منچستر یونایتد دست یابد و با توجه به تمدید ۳ ساله قراردادش می‌توان انتظار به جای گذاشتن یک رکورد جاودانه از سوی او را داشت .

رایان گیگز که هم اکنون به عنوان یکی از محبوب‌ترین بازیکن اُلدترافورد شناخته می‌شود، در سال ۲۰۰۰ هنگامی که با پیشنهاد چند میلیون دلاری باشگاه لاتزیو رویرو شد بنابر درخواست خود و همامنگی با مسئولان منچستر یونایتد قرارداد خود را تمدید کرد تا وفاداری‌اش را به شیاطین سرخ ثابت کند.

از جمله طرفداران رایان گیگز می‌توان از «موراتی» مالک باشگاه اینتر میلان نام برد که در طول ۳ سال تمام تلاش خود را برای انتقال گیگز به سن سیرو انجام داد که هیچ وقت به نتیجه نرسید . در اواسط فصل گذشته و در آستانه سال نو میلادی، موراتی اعلام کرد که «رایان گیگز را به عنوان هدیه کریسمس برای هواداران اینتر به جمع آبی پوشان اضافه خواهم کرد»، این وعده موراتی هیچ وقت تحقق نیافت اما با این وعده موراتی میتوان بیشتر به ارزش رایان گیگز پی برد.

:: جرج بست

بازیکنی اهل کشور ایرلند شمالی که یکی از اسطوره‌های تاریخ باشگاه شیاطین سرخ به حساب می‌آید. تمام افتخارات جرج بست فقط در رده باشگاهی و با پیراهن منچستر یونایتد بود ، وی بارها با پیشنهاد انگلیسی‌ها برای پوشیدن پیراهن تیم ملی انگلیس مواجه شد ولی هیچ وقت حاضر نشد ملیت خود را تغییر دهد. جرج بست به دلیل مصرف بی رویه مشروبات الکلی خیلی زود مجبور به خداحافظی از میادین فوتبال شد و در سال ۲۰۰۵ سر انجام به دلیل بیماری، جان خود را از دست داد.


پس از فوت وی باشگاه منچستر یونایتد یک بازی دوستانه را در الدترافورد برگزار کرد و تمامی درآمد حاصل از این بازی را به خانواده بست تقدیم کرد. در این بازی تماشاگران حاضر در ورزشگاه پوسترهایی با عکس جرج بست در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود:


 ارم ریال مادرید

«بنایی بسیار محكم ساختیم.ما اسطوره را به تاریخ پیوند زدیم و از ازدواج این 2 فرزند افسانه ای چون رئال مادرید متولد شد»سانتیاگو برنابئو

رئال مادرید پر افتخار ترین باشگاه اروپایی در سال 1902 تاسیس شد.در سال 1900 فكر تاسیس این باشگاه در حومه مادرید جرقه زد سپس در 6 مارس 1902 رادیوی محلی مادرید خبر تاسیس این باشگاه را داد .در ابتدا فردی به نام پدرو روبیو رئیس این تیم اتنخاب شد.2 سال بعد باشگاه از حالت كلنی خارج شد و جان پالاسیوس رسما رییس این باشگاه شد و به تقلید از انگلیسی ها پیراهن سفید وشورت سفید به همراه جوراب آبی برای این تیم برگزید. در آن سالها بازی های رئال در زمینی به نام فاریائس برگزار می شد.اولین مربی این تیم ارتور جانسون انگلیسی بود.در همان ابتدا سیر باشگاه با سیاست در آمیخت و عده ای از بازیكنان به نزد پادشاه رفته و از او درخواست كردند به فوتبال بیشتر توجه بشود.پس از موافقت پادشاه جام پادشاهی(king cup) از همان سال آغاز شد.در سال اول رئال با قدرت قهرمان شد اما اتفاق دیگری در همان سال افتاد ٬آن این بود كه جام سراسری برگزار شد و رئال با خفت تمام از دو تیم كاتالان شكست خورد.در سال بعد در فینال مغلوب بیلبائو در فینال جام پادشاهی شد .این روند بدون جام تا سال 1905 ادامه داشت تا اینكه در جام پادشاهی بیلبائو را شكست داد و انتقام گرفت.در همان سال اولین بازی اروپایی این تیم برگزار شد.در این بازی رئال به تساوی با ریسینگ پاریس قناعت كرد.تا سال 1912 روند فتح كردن تمامی جام ها توسط رئال ادامه داشت.در سال 1920 اتش استقلال طلبی كاتالان ها بلند شد این در حالی بود كه این تیم مادریدی به لقب افتخاری رئال توسط الفونسو مفتخر شد لقبی كه برای هر باشگاهی آرزو بود.3 سال بی حادثه سپری شد تا رئالی ها متوجه شدند هواداران زیادی دارند و باید ورزشگاه اونل را ترك كنندو این مقدمه ای برای ساخت ورزشگاه برنابئو بود.در سال 1929 این تیم با مشكلات مالی روبرو شد و فرد دیگری ریاست این تیم را برعهده گرفت.او موفق شد تا رئال را بعد از چند سال در سال 1932 با انبوهی از ستارگان قهرمان تمامی جامها كند.پس از این رئیس و پایان جنگ داخلی سانتیاگو برنابئو افسانه ای به ریاست رسید.ابتدا او در ورزشگاه چامارتین(برنابئو كنونی)2 جام حذفی گرفت ودر از سال 55 تا 60 لیگ قرمانان را فتح كرد تا آوازه ی این تیم در تمام جهان حتی اقیانوسیه پیچیده شود.در سال 61 رئال از جام كنار رفت تابا حضور دی استفانو با ركوردی باور نكردنی بدون باخت فاتح لیگ اسپانیا شود!این قهرمانی تا سال 69 ادامه یافت!در سال 66 ریال یك بار دیگر قهرمان اروپا شد
.


این روند ادامه داشت تا یك خبر بد در سال 1978 تمام جهانیان را متاثركرد.سانتیاگو برنابئو دار فانی را وداع گفت.اما رئالی ها تمامی نداشتند!با حضور دی استفانو در روی نیمكت و آن شش ضلعی معروف موفق به فتح همزمان لیگ و جام حذفی شدند.بین سالهای 86 تا 90 5٬ بار لقب آقای اسپانیا را دریافت كردند و دوبار قهرمان جام یوفا شدندو علاوه بر آن در سال 90 موفق به زدن 107 گل در یك فصل شدند!اما دوران ركود باشگاه فرا رسید .با وجو دوبار قهرمانی در جام حذفی به سالهای 89 و 93 قهرمانی های بارسا آنها را به زانو در اورده بود.اما سیاهی های رئال در سال 97 و با قهرمانی در لیگ پایان یافت .با این حال بزرگترین افتخار آنها در سال 98 و با گل میاتوویچ برابر یوونتوس رقم خورد.بعد از 1 سال وقفه باز هم رئال با گل های رائول و مورینتس و مك منمن بر والنسیا غلبه كرد و فاتح اروپا شد.سال 2001 فرا رسید .سالی پر از هیاهو فردی به نام فلورنتینو پرز ریاست این تیم را بر عهده گرفت و با شعار ادامه روند سانتیاگو برنابیو مبنی بر جمع كردن ستاره های جهان بازیكنانی مثل فیگو ، زیدان ، رونالدو ، بكام ، اوون و........ را به رئال آورد.در این مدت رئال پرز دو قهرمانی لیگ و 1 قهرمانی لیگ قهرمانان و جام اروپایی را به ارمغان اورد تا ركود این تیم از سال 2003 فرا رسد.
یكباره دیگر سخن سانتیاگو برنابئو را به یاد میاوریم(بنایی بسیار محكم ساختیم.ما اسطوره را به تاریخ پیوند زدیم و از ازدواج این 2 فرزند افسانه ای چون رئال مادرید متولد شد
) ===================================


شايد تنها عده كمي از طرفداران بايرن مونيخ و منچستر يونايتد هستند كه با تصميم فيفا مبني بر اعطاي لقب «بزرگ‌ترين باشگاه تاريخ فوتبال» به رئال مخالف باشند. از شكست تلخ سه بر يك در مقابل بارسلونا در نخستين فصل ليگ اسپانيا دوران افسانه‌اي تيم آنها در دهه‌هاي 50 و 60 نيم‌قرن طول كشيد و بعد رئال دوباره 32 سال انتظار كشيد تا در سال 97 بارديگر قهرمان اروپا شود. آخرين توفيق بزرگ آنها فتح ليگ قهرمانان در سال 2002 و قهرماني لاليگا در سال 2003 است. حالا اين باشگاه سمبل فوتبال اسپانيا و به نوعي اسپانيا قلمداد مي‌شود. دست يافتن رئال به اعتبار جهاني مقارن با زماني بود كه اسپانيايي‌ها در جام جهاني 1950 غوغا به پا كرده بودند. در اين دوران، كشور به خاطر آشفتگي پس از جنگ‌هاي داخلي از قحط سالي در عذاب بود. گرچه صنعت توريسم تازه شكل گرفته بود اما وضع اقتصادي خراب به نظر مي رسيد. ژنرال فرانكو، خودكامه بزرگ اسپانيا بر آن بود كه از پيروزي‌هاي رئال به عنوان ابزاري در جهت آشتي دادن غرب با حكومت ديكتاتوري‌اش استفاده كند. رئال به شدت از سوي فرانكو، ملقب به كاديو، حمايت مي‌شد و در مقابل، بارسلونا، سمبل كاتالان‌ها مورد ظلم قرار مي‌گرفت. پس از مرگ فرانكو شرايط تا حدودي تعديل شد. گرچه شرايط مالي به‌رغم طبيعت ولخرج رئال همچنان در سطح عالي باقي ماند، اما قدرت گرفتن باشگاه‌هاي رقيب نظير بارسلونا سبب شد كه رئال از سال 1957 به بعد اقتدار مطلق سه‌ دهه‌اي خود را از دست بدهد. همان طور كه تيم‌هاي بزرگ انگليس تحت تاثير افراد خاصي بوده‌ كه پايه‌هاي مستحكم باشگاه را بنا نهاده‌اند، ارتقاي رئال از سطح يك تيم محلي مادريد تا جايگاه رؤيايي فعلي در دنيا نيز مديون يك نفر است. منچستر يونايتد مت بيزلي را داشت، ليورپول بيل شنكلي را و آرسنال هم هربرت چيمن را، رئال هم سانتياگو برنابئو را داشت. بازيكن دهه سي رئال كه از سال 1943 تا زمان مرگ ژنرال فرانكو در سال 1975 مدير باشگاه بود. در آن زمان مادريد به خانه فعلي خود واقع در خيابان اصلي شهر مادريد «كاستيانا» نقل مكان كرد و پايه‌هاي يك باشگاه بين‌المللي شد تا با جمع‌آوري ستاره‌هاي فوتبال از سراسر دنيا بتواند افتخارات متعددي را نصيب خود سازد. گرچه شاه آلفونسوي سيزدهم در سال 1920 نشان سلطنتي خود را به باشگاه بزرگ پايتخت اهدا كرده بود اما حركت اصلي رئال دو دهه بعد با مديريت كارآمد برنابئو آغاز شد. ژنرال فرانكو در 1947 همه اسپانيا را بسيج كرد تا با كمك‌هاي عمومي فراوان، استاديوم سانتياگو برنابئو را افتتاح كنند. در ادامه آلفردو دي‌استفانو و فرانتس پوشكاش، تركيبي از تكنيك‌ لاتيني و قدرت هجومي مجارهاي جادويي، در كنار فرانسيسكو خنتو، اساس تيم طلايي رئال را شكل دادند. پس از پيروزي قدرتمندانه هفت بر سه در مقابل اينتراخت فرانكفورت در فينال جام باشگاه‌هاي اروپاي 1960 در هيمدون پارك گلاسكو آنها پنج دوره نخست اين رقابت‌هارا فتح كردند كه اين افتخار بزرگ به عنوان ركورد در جام باشگاه‌هاي اروپا به ثبت رسيده است. آنها سپس در فصل 62-61 مقابل بنفيكا شكست خوردند تا يك نايب قهرماني اروپا را به دست آورده باشند. قهرماني جام باشگاه‌هاي اروپا در فصل 66-65 به عنوان ششمين قهرماني «ققنوس‌ها» ناميده شد. پس از مرگ برنابئو افتي سريع در باشگاه پديد آمد. دو جام يوفا در سال‌هاي 86 و 1985 و چندين قهرماني ليگ در آن شرايط نااميدكننده، نظر كسي را جلب نكرد. در اين مدت باشگاه عرصه رفت و آمد 17 مدير شد، كه يكي پس از ديگر عزل شدند. ستاره‌هاي گرانقيمت خارجي كه به طور ديوانه‌وار و بدون هدف خريد و فروش مي‌شدند نيز بلاي ديگر رئال بودند. بازيكنان اسپانيايي مادريد در دهه 1970 بسيار استوار بودند و ستاره‌هاي دهه هشتاد درخششي دوچندان داشتند.


اميليو بوتراگئينو، گونسالس ميشل، مارتين واسكس، در دهه نود كه مدير وقت باشگاه رومان مندوسا براي خريد ستاره‌هايي مثل روبرتو كارلوس، پردراك مياتوويچ، كلارنس سيدورف سرمايه‌گذاري كرد. لورنسوسانس چندان بلند پرواز نبود و تنها مك منمن انگليسي و نيكلاس آنلكاي فرانسوي را به مادريد آورد. ريخت و پاش‌هاي آنچناني باشگاه كه از دهه 1930 با شكستن ركورد نقل و انتقالات در جريان خريد «ريكاردوزامورا» دروازه‌بان افسانه‌اي بارسلونا،‌ سرآمد تمامي باشگاه‌ها شده بود، چيز چندان عجيبي نيست اما با نزديك شدن به انتهاي دهه نود، هرچقدر اين ولخرجي‌ها فزوني يافت، پاداش‌هاي بيشتر و بيشتري را نصيب رئال ساخت. ابتدا پردراك مياتوويچ، با گلي كه در فينال ليگ قهرمانان 1998 به يوونتوس زد، مادريدي‌ها چندان در حسرت هفتمين جام مي‌سوختند كه گويي براي نخستين قهرماني انتظار مي‌كشند
.
رئال با استفاده از تاكتيك‌هاي دفاعي فابيو كاپلو موسوم به «كاتانا چيو» قهرمان ليگ در فصل 97-1996 را كه در آن داور سوكر 24 گل و رائول 21 گل به ثمر رساندند، به دست آورد و دوراني جديد را آغاز كرد. حتي فرو ريختن اعتبار ملي اسپانيا در جام جهاني 97 هم رئال را سرافكنده نكرد. كاپيتان ايه رو محور اصلي تيم بود. او رهبري تيمي جوان متشكل از رائول، مورينتس، سالگادو و ايكركاسياس را برعهده داشت كه پايه‌گذار ادامه قهرماني‌هاي رئال شدند. پس از اينكه جان توشاك انگليسي نتوانست در نيم فصل ابتدايي 2000-1999 رئال را به جايگاه مناسبي برساند، ويسنته دل بوسكه به عنوان مربي جديد معرفي شد
.
حضور «مرد خانه» بر روي نيمكت سبب شد كه رئال موقتا مشكلات را پشت سر بگذارد و در آستانه ورشكستگي با پيروزي والنسيا، آن هم با سه گل، دوباره قهرمان اروپا شود. قهرماني رئال در ليگ قهرمانان 2000 بر پيشرفت تيم ملي اسپانيا در يورو 2000 هم تاثير زيادي گذاشت. فصل بعد لوئيس فيگو با ركورد 56 ميليوني يورويي از چنگ بارسلونا بيرون كشيده شد. اين به معناي تحقق نخستين شعار تبيلغاتي فلورنتينو پرس، رئيس جديد و جاه‌طلب رئال بود كه در انتخاباتي همانند انتخابات ايالات متحده با رسوايي بر لورنسوسانس پيروز شده بود. پرس رئال را با 185 ميليون يورو بدهي و در شرايط دشوار مالي تحويل گرفت و رؤياي افتخارات اروپايي در عالم واقعيت را با اين حقيقت كه رئال صاحب گنجي رؤيايي است توام كرد. آنها زمين تمرينشان در مركز شهر مادريد را فروختند و بدهي‌هايشان را پرداختند، اما پرس به جاي روش‌هاي صرف‌جويانه، زين‌الدين زيدان را هم به دنبال فيگو و با ركورد 64 ميليون يورو به برنابئو آورد
.

رئال جشن تولد صد سالگي‌اش را با گل جادويي زيدان در فينال ليگ قهرمانان 2002-2001 در مقابل لوركوزن، نهمين قهرماني، اروپا كامل كرد. تحقق شعارهاي پرس ادامه يافتند آنها ثابت كردند كه علاوه بر به دست آوردن جام، چگونه به دست آوردن آن همه برايشان اهميت دارد. خريد رونالدو آخرين افتخاري بود كه در كارنامه رئال ثبت شد ولي بعدا معلوم شد كه آنها به دنبال افتخارات زيادي هستند. بنابراين ديويد بكام را خريدند. اما با ورود اين دو عجوبه برزيلي انگليسي فقط يك قهرمان لاليگا در اين دو فصل به دست آمد. در مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان مغلوب يوونتوس شدند و در فصل اخير با شكست از موناكو از دور مسابقات حذف شدند و در لاليگا با شكست‌هاي پياپي اواخر فصل بر رتبه چهارم ايستادند تا پس از فصل 1968 اين بدترين عنوان تيم كهكشاني باشد. مادريد در فصل بعد ا رقيب ديرينه خود بارسلونا رقابتي تنگاتنگ داشتو اگر در نيوكمپ 3 بر 0 شكست نمي خورد مي توانست رتبه دوم را با قهرماني تعويض كند
.

«
معرفي اسطوره‌هاي ققنوس ها
»

1.
آلفردو دي ‌استفانو (پيكان طلايي
)
اگر فوتبال باشگاهي را دنيايي متفاوت از فوتبال ملي بدانيم، آلفردودي‌استفانو در رده‌بندي بهترين فوتباليست‌هاي قرن بعد از پله قرار داشت، او به دليل مصدوميت فرصت خودنمايي در جام‌هاي جهاني نيافت اما پنج بار پياپي رئال را قهرمان اروپا كرد و نخستين بازيكني بود كه دو بار پياپي توپ طلايي را صاحب شد. او در سه باشگاه معتبر دنيا نظير ريورپلاته، بارسلونا و رئال مادريد بازي كرد. اما مساله مليت او بسيار مبهم است. او در سال 1926 در يك خانواده ايتاليايي در بوينوس آيرس متولد شد و بعدها از آرژانتين به اسپانيا رفت و تبعه اين كشور شد. او بهترين گلزن تمامي رقابت‌هاي اروپايي محسوب مي‌شود. دي‌استفانو امروز رئيس افتخاري باشگاه به شمار مي‌رود. دوره حضور وي در رئال به عنوان بازيكن (1966-1954) و به عنوان مربي (83-1982) و (91-1990) مي‌باشد
.

2.
فرانتس پوشكاش «گلزن رؤيايي
»
پوشكاش نابغه چپ پاي مجار كه از نوجواني عضو سواره نظام مجارستان شده بود، در 18 سالگي نخستين بازي ملي‌اش را مقابل اتريش انجام داد و پس از يك دهه رويايي در كنار مجارهاي جادويي، چشم فوتبال دوستان را خيره كرد
.
در سال 1958 به دليل اشغال كشورش توسط روس‌ها به اسپانيا رفت و تبعه اين كشور شد و عصر طلايي رئال را در كنار دي‌استفانو خلق كرد. او در 80 بازي ملي 83 گل به ثمر رساند. پوشكاش در سال 1996 بازنشسته شد و مربيگري رئال را به عهده گرفت و در 39 بازي اروپايي، 35 پيروزي را براي رئال به ارمغان آورد. دوران حضور در رئال به عنوان بازيكن (66-1959) و به عنوان مربي (68-1966
).

3.
هوگو سانچس (اعجوبه مكزيكي
)
سانچس درخشش خود را با كسب عنوان آقاي گل جام جهاني جوانان در 17 سالگي آغاز كرد. او چهار سال براي اتلتيكو گلزني كرد و سرانجام با پيوستن به رئال باشكوه‌ترين دوران زندگي‌اش را آغاز كرد. سانچس پنج بار آقاي گل لاليگا شد و با قيچي برگردان بي‌نظيرش، كه از ميانه ميدان براي رئال به ثمر رساند، بهترين گل سال 1990 را زد. دوران حضور در رئال (1992-1985
).

4.
اميليو بوتراگئينو (ملقب به ال بوتره
)
اميليو از آغاز تا پايان براي رئال بازي كرد. او از 17 سالگي به عضويت كارسيا، تيم پايه‌اي رئال درآمد و با اين تيم توانست در فينال جام حذفي مقابل تيم اصلي رئال بايستد. او در 341 بازي همراه رئال توانست 217 گل به ثمر برساند و هفتمين گلزن برتر تاريخ باشگاه محسوب شود. سرانجام وقتي كه در سال 1995 بازنشسته شد، براي اينكه به بارسلونا نپيوندد به مكزيك رفت و سه سال در آنجا بازي كرد
.

خوزه آنتونيو كاماچا: او كه سابقه هدايت سپيدها را داشت بعد از ناكامي اسپانيا در يورو 2000 به پرتغال رفت و در تيم بنفيكا به فعاليت خود ادامه داد. او پس از شكست‌هاي تلخ رئال و اخراج كوئيروز، به دعوت پرس پاسخ مثبت داد و هدايت اين تيم افسانه‌اي را به دست گرفت
.
رئال مادريد پس از او ناكامي هاي فراواني را تجربه كرد تا اينكه به دست مطمئن و كار بلد مردي از برزيل به نام واندرلي لوكزامبورگو سپرده شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:9  توسط حفیظ.شم  |